روایت سرود خوانی حاج محمود کریمی در جبهه

در دفاع مقدس هر کس هر جوری بلد بود خودش رو خرج می‌کرد و زیاد کسی دنبال کلاس و پز نبود. گروهای فرهنگی زیادی برای رونق فضای معنوی جبهه خودشون رو می‌رسوندند. گروهای سرود، گروهای نمایش و حتی نقال‌ها هم بساطشون رو به جبهه می‌آوردند. از جمله گروه سرودهایی که به جبهه اومدند این گروه سرود بود که تک خونش در حال حاضر مداح معروف تهرونه. اونها برای ولادت امام زمان (ع) در تابستان سال 65 در اردوگاه دز و در جمع رزمندگان لشگرده سیدالشهداء(ع) برنامه اجرا کردند و اینگونه خودشون رو معرفی کردند که: گروه سرود قاسم ابن الحسن تقدیم می‌کند. و در متن سرودشان در وصف بسیجیان بود که در هم همه سرود تک خون سرود این رباعی رو میخوند:


حاج محمود کریمی در حال تلاوت قران - اردوگاه دز - تابستان 1365

ادامه نوشته

.عملیات مرصاد و سرنوشت منافقین کتاب شد

این کتاب در دو بخش نوشته شده است. بخش اول کتاب درباره این گروهک پیش از عملیات مرصاد است که به دو فصل سازمان مجاهدین خلق پیش از پیروزی انقلاب و سازمان مجاهدین خلق پس از پیروزی انقلاب و قبل از عملیات مرصاد تقسیم شده است.
و در بخش دوم ابتدا به بسترهای شکل گیری عملیات مرصاد پرداخته است و سپس همکاری این گروهک با عراق و متجاوزان و نقشی که در تجاوز دشمن بعثی به ایران تشریح شده است.





ادامه نوشته

مستندهای زندان الرشید و مجنون هور کلید می خورند

فیلم‌های مستند (زندان الرشید و مجنون هور) با اقتباس از دو کتاب انتشارات سوره مهر ساخته می‌شوند.

این دو اثر قرار است در مدت زمان پانزده دقیقه توسط جمشید رئوفی و فرزین طاهری کارگردانی شوند.



ادامه نوشته

!حاج صادق جان بخوان

همگان شعر معروف «با نوای کاروان، بار بندید همرهان» را با صدای حاج صادق آهنگران شنیده‌اید. به طوری که شاید مردم شاعر این شعر  را نشناسند ولی حماسه‌خوان آن را می‌شناسند. شاعر این شعر پرسوز و گداز که خیلی‌ها به خصوص رزمندگان سال‌های عاشقی آن را از حفظ هستند، «غلام‌حسین عمرانی» است.


ادامه نوشته

...ای امام تو را با خدا چه عهدی بود

در میان عکس هایم دلبسته یک عکس از یک بسیجی با نام احمد هستم، فلسطینی بود و به عشق امام خود را به جبهه های حق علیه باطل رسانده بود، احمد از شیعیان مخلصی بود که سعادت دیدار با او در عملیات نصر هفت نصیبم شد...



ادامه نوشته

یادی از فرمانده‌ی غیور اطلاعات و عملیات لشگر انصارالحسین(ع)

اطلاعات و عملیات رو کرده بود دانشگاه آدم‌سازی. توی کلاسش هم «ممّد عرب» عراقی بود که از بصره فرار کرده بود، هم «شیرمحمد» افغانی که تو مهران باهاش گشت می‌رفت و هم «علی شاه‌حسینی» تکنیسین F4 که آموزش تو آمریکا رو گذاشته بود یه‌طرف و شده بود شاگردش! توی دانشگاهِ علی‌آقا سواد حوزوی و افاده‌های دانشگاهی هم خیلی بُرد نداشت؛ نه این‌که دانشگاهی‌ها در رکابش نبودند، بودند اما یه بچه صافکار روستایی‌زاده مثل «مصیب مجیدی» شد معاونش؛ چون دل شیر می‌خواست با علی‌آقا کار کردن. شرط و مرزی هم برای یادگیری وجود نداشت. سراغ قفل‌بُرها توی شهر می‌رفت، می‌آوردشان جبهه و ازشان شهید می‌ساخت...
همشهری پایداری در شماره 121 خود در مطلبی با عنوان " شیعه ی خورشید" یادی نموده است از سردار شهید علی چیت سازان، فرمانده اطلاعات و عملیات لشگر انصار الحسین (ع) همدان که متن آن در ادامه مطلب گنجاده شده است.

 

ادامه نوشته

روایتی از ارادت خالصانه شهید بابایی به سرور و سالار شهیدان + تصویر منتشر نشده

از ساختمان عملیات که بیرون آمدیم راننده منتظر ما بود اما عباس به او گفت: «ما پیاده می‌آییم شما بقیه بچه‌ها را برسانید». دنبالش راه افتادم جلوتر که رفتیم صدای جمعیت عزادار شنیده می‌شد.




ادامه نوشته

زندگی ننه علی باید از جنبه های معنوی مطالعه شود

سیاوش امیری نویسنده کتاب «اینجا آلونک ننه علی است» اثرش را کتابی مرجع معرفی کرد و گفت: زندگی خانم‌ننه فتح‌اللهی‌ (ننه‌علی)، مادر شهید قربانعلی رخشانی مهماندوست قابلیت انجام پژوهش‌های معنوی را دارد.



ادامه نوشته

سرخی حنا نیز یاد آور سرخی خون یاران سید الشهدا (ع) در صحرای نینوا بود

سرخی حنا نیز یاد آور سرخی خون یاران سید الشهدا (ع) در صحرای تینوا بود و با این وصف شب حنا بندان رزمندگان در جبهه با صدای خنده و شادی شان را نمی توان با مورد دیگری از شادی های مرسوم مقایسه کرد.



ادامه نوشته

!عباس دعا کن من شهید بشوم

به مناسبت 15 مرداد ماه سالگرد شهادت خلبان عباس بابایی گفتاری از مقام معظم رهبری در مورد ایشان منتشر می شود.

سال 61 شهید بابایی را گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان.کار سختی بود. دل همه می لرزید دل خود من هم که اصرار داشتم، می لرزید، که آیا می تواند؟ اما توانست. وقتی بنی صدر فرمانده بود، کار مشکل تر بود. افرادی بودند که دل صافی نداشتند و ناسازگاری و اذیت می کردند حرف می زدند، اما کار نمی کردند؛ اما او توانست همان ها را هم جذب کند.



ادامه نوشته

ده روایت از سیره  مصطفای جبهه ها  

در سفر چند دقیقه ای با روحانی شهیدی همراه خواهید شد که مرد اول توسل بود، توسل به اهل بیت ، توسل به مولایمان صاحب الزمان (عج).

واقعا عاشقانه می گفت یا ابا صالح. اگر از من بپرسید، در دوران دفاع مقدس ، هیچ کس مثل او بچه ها را وصل نکرد. هیچ کس مثل او توسل موثر نکرد.پیروزی های بزرگ را از دولتی سر ائمه (ع) داریم، از عنایت خاص حضرت صدیقه طاهره (س) داریم و مصطفی ، واسطه ی این خیر عظمی بود.



ادامه نوشته

آن هنگام که فرماندهان عالی رتبه جبهه اسلام، به پیشنهاد شهید ردانی پور رو به خدا کردند

 آن هنگام که فرماندهان عالی رتبه جبهه اسلام، به پیشنهاد شهید ردانی پور، رو به خدا کردند و به ناتوانی خود برای نگهداشتن تنگه چزابه اعتراف کردند، خدا نیز صدایشان را شنید و دعایشان را مستجاب کرد.
به مناسبت 15 مردادماه سالگرد شهادت شهید مصطفی ردانی پور ،خاطره شهید صیاد شیرازی از این روحانی شهید منتشر می شود.

ادامه نوشته

روایت شهیدی که تاریخ شهادت خود را روی دیوار حک کرد

 معمولا رزمندگان در تیپ الغدیر یزد بر روی دیوار نماز خانه تیپ؛ زمان شروع ماموریت و پایان ماموریت خود را ثبت می‌کردند، من با چشم خود دیدم که شهید محمد علی زارع زردینی تاریخ اعزام و شهادت خود را روی دیوار حک کرد.

روایت غلامرضا زارع زردینی از همرزمان این شهید عزیز در این رابطه در ادامه می‌آید:



ادامه نوشته

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز / کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

 سردار «علی مسجدیان» از رزمنده گان پرسابقه ی لشکر14 امام حسین(علیه السلام) چنین روایت می کند:

اواسط اردیبهشت ماه 61، مرحله ی دوم «عملیات الی بیت المقدس»، «حسین خرازی»، نشست ترک موتورم و گفت: «بریم یک سر یه خط بزنیم». بین راه، به یک نفربر پی ام پی برخوردیم که در آتش می سوخت و چند بسیجی هم، عرق ریزان و مضطرب، سعی می کردند با خاک و آب، شعله ها را مهار کنند. حسین آقا گفت:« اینا دارن چی کار می کنن؟ وایسا بریم ببینیم چه خبره؟».





ادامه نوشته

روایت افسر گمنامی که به صدارت و شهادت رسید

«در كمين گل سرخ» زندگینامه داستانی سپهبد شهيد علی صياد شيرازی است که به قلم محسن مومنی شریف نگاشته شده، برای بیست‌و دومین بار توسط انتشارات سوره مهر منتشر خواهد شد.



ادامه نوشته

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

شاید کمتر کسی باشد که  در کاروانهای راهیان نور شرکت کرده باشد و پای روایتگری علی رضا دلبریان ننشسته باشد.ایشان خاطره خود از یک مادر شهید را اینگونه روایت می کند


ادامه نوشته

تبیین نقش مقام معظم رهبری در دوران دفاع مقدس منتشر شد

كتاب «جنگ ايران و عراق؛ شوراي عالي دفاع به روايت مطبوعات» كه بخش عمده آن به تبيين نقش مقام معظم رهبري در دوران دفاع مقدس پرداخته است، منتشر شد.




ادامه نوشته

خاطرات اسیری که نام مستعار داشت

«پنهان زير باران»خاطرات «علي ناصري» يكي از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس است که با تدوين «سيدقاسم ياحسيني» توسط انتشارت سوره مهر برای دهمین بار منتشر خواهد شد.



ادامه نوشته

درباره کتاب خاطرات محمد صادق آهنگری که «آهنگران» شد

کتاب " آهنگران" خاطرات مداحی است که، به خاطر اشتباه لفظی مجری تلویزیون در دوران جنگ، مجبور شد نام خانوادگی خود را از «آهنگری» به «آهنگران» تغییر دهد.


ادامه نوشته

در چهلمین روز سوگ  مردي كه «اي لشكر صاحب زمان» را سرود

امام (ره) گفته بودند به فلاني بگوييد حماسي بخواند. دو بار هم گفته بود. آهنگران دو بار نوحه‌هايي خوانده بود كه بيش از حد بوي ماتم و غم داشت و از حماسه در آنها خبري نبود. همين هم شد كه اما اينطور به او پيغام بدهند. آهنگران هم كه پيغام امام را گرفت رفت سراغ «حبيب الله معلمي» و بعد از چند روز شعري را خواند كه معروف‌ترين نوحه او را رقم زد: «اي لشكر صاحب زمان آماده باش آماده باش...»



ادامه نوشته

بازخوانی ستایش مقام معظم رهبری از مرحوم حبیب الله معلمی به مناسبت اربعین آن مرحوم

پس از پایان دوران دفاع مقدس، بارها مرحوم حبیب الله معلمی مورد ستایش رهبر انقلاب اسلامی آیت الله خامنه‌ای قرار گرفت که این تقدیر نامه ، نمونه‌ای از آنهاست:






ادامه نوشته

گفتاری از مهدی خدا وردی خان در مورد کتاب عملکرد لشگر 27 محمد رسول الله

خداوردی‌خان درباره دلایل پرداختن به این موضوع توضیح داد: در زمان جنگ تحمیلی راوی لشکر 27 محمد ‌رسول‌الله بودم و به دلیل نقش با اهمیتی که این لشکر در کنار لشکرهای 25 کربلا، 41 ثارالله‌(ع) و 10 سیدالشهدا (ع) در حفظ کانال ماهی داشت، به این لشکر پرداختم.



ادامه نوشته

مردی که بعد از 33 سال خودش را نشناخت

وقتی سعید صادقی عکس قاب شده را به دست او داد، مدتی طول کشید تا از بهت و حیرت بیرون بیاید. ابتدا پرسید: «این واقعاً من هستم، این عکس کی و کجا گرفته شده، چطور من متوجه نشدم؟»



ادامه نوشته

روایت یک شال سبز علوی از " سردار راز 21 " / فصل هشتم راز 21

فصل هشتم : راز 21

چرا ماموریت گُردان مسلم، غروب ٢١رمضان تمام شد؟ گردانی که قرار بود 19 رمضان برگردد، چرا تا 21 رمضان زمین گیر شد؟

سؤالاتی که گویی هیچ کس جوابی برای آن ندارد، جزکالیبر۶۰ ...آنقدر باید می ماندند تا...



ادامه نوشته

روایت یک شال سبز علوی از " سردار راز 21 " / فصل هفتم : شهد شهود

فصل هفتم : شهد شهود

بعد از مراسم از او پرسیده بود:«علی آقا، بین ذکر حسین (ع)، چرا شما نام عباس (ع) را فریاد می کردی ؟» در جواب می گفت:«بدون واسطه نمی شود ارباب را صدا زد» همرزم دیگرش می گفت:«شما علی را نشناختید، او یک عارف بود. یک نصفه استکان اگر سهمیه ی آب داشت، آن را هم وضو می ساخت.


ادامه نوشته

روایت یک شال سبز علوی از " سردار راز 21 " / فصل ششم: تولد دوباره

فصل ششم : تولد دوباره

علی٢١ ساله، که روزی سحرگاه ٢١ رمضان هدیه گرفته بود. اینک در غروب ٢١ رمضان پروازش را به خاطر می سپرد، همه مانده بودند، سفرﮤ عقد مهیا بود! ، می گفت علی به آرزویش رسید، پس باید شاد بود. مولودیه خواندند.

علی را در کنار سفرﮤ عقدخواباند و هیچ اشک نریخت، همه گفتند شوکه شده ولی او می دانست، می دانست امام رضا(ع) به عهدش وفا کرده است.....



ادامه نوشته

روایت یک شال سبز علوی از " سردار راز 21 " / فصل پنجم: وارث حماسه

فصل پنجم : وارث حماسه

پیراهن سفیدش همه را به شک انداخت، فکر کردند او نمی داند، خواستند یک طور متوجه اش کنند، که خودش گفت: می دانم( دایی) محمود شهید شده... گفتند:اگر می دانی؛ چرا سفید پوشیدی؟ گفت:«شهید (شدن) عزا ندارد»




ادامه نوشته

روایت یک شال سبز علوی از " سردار راز 21 " / فصل چهارم : فصل وصال

فصل چهارم : فصل وصال

از اینجا حکایت روزهای آسمانی من شروع می شود. روزهایی که یک تکه پارچه سبز، شال و سر بند یک خورشید شد، روزهایی که من و سیدعلی را به هم رساند. روزهای خوب وصل، مادرش عازم شهر خدا بود. درخواست علی، پارﭼﮥ سبزی بود. و همان اولین چیزی که مادرش در بازار مدینه خرید.



ادامه نوشته

روایت یک شال سبز علوی از " سردار راز 21 " / فصل سوم : شوق پرواز

فصل سوم : شوق پرواز

سنگر مدرسه برای علی دیگر کوچک بود، علی١۴ِ ساله، دنبال جای بزرگتری برای تمرین پرواز می گشت. او باند پرواز را پیدا کرده بود. کردستان آغاز راه بود... ١۴ سال داشت که از مادر خواست لباس سربازی برایش بخرد. داشت همه را آرام آرام برای رفتن آماده می کرد. از کودکی علاقه اش به پاسبانی و درجه داری معنای خاصی داشت...


ادامه نوشته

روایت یک شال سبز علوی از " سردار راز 21 " / فصل دوم: طلوع یک خورشید

فصل دوم : طلوع یک خورشید

دم دمک سحر٢١ رمضان،گریه های کودکانه پسربچه ای،سکوت شب شهر را به هم ریخت، هیچکس شک نداشت که علی همپای آرزوهای مادر،اسمش را با خودش آورد. این حقیقت را می شد از چشم های ذوق زدﮤ مادری خواند که طفل در درون را با زمزﻣﮥ قرآن و کمیل آرام می کرد....



ادامه نوشته

روایت یک شال سبز علوی از " سردار راز 21 " / فصل اول: حکایت یک روایت

 سردار شهید سید علی دوامی که در 21 رمضان 1346 در شهر ساری دیده به جهان گشوده بود، در 18 اردیبهشت ماه سال 1367 مصادف با 21 رمضان و در 21 سالگی، در خاک مقدس شلمچه به فوز شهات نایل گشت تا "سردار راز 21" لقب بگیرد و ما بدانیم که تولد رمضانی، وقتی با تفکر آرمانی و زندگی ایمانی و مظلومیت نسلهای آسمانی توام شود، با شهادت رمضانی پیوند می خورد تا سید علی در روز شهادت مظلومانه مولا علی(ع)، علوی و عالی شده و به ملکوت اعلی نایل شود.در ادامه و در پستهای بعدی روایت ولادت تا شهادت ایشان را از زبان یک شال سبز علوی که از وبلاگ شهید دوامی برداشت شده است تقدیم مخاطبان ارجمند می گردد.



فصل اول : حکایت یک روایت

رازهایی ناگفتنی.....

راز کودکی که خیلی زود بزرگ شد، راز پسری که مادرش بعد از سال ها آرزو، او را در کنار دو دخترش می دید.

راز آرزویی که در سحرگاه ٢١ رمضان، مثل طلوع خورشید . راز سیدعلی کوچک، راز پروانه ای که امروز هم دور از لنز چشم های مردم ،پرواز را رها نکرده است. و یک سینه سخن را نمی توان در سطرهای بسته ی کاغذ جای داد





ادامه نوشته

آماده سازی 14 عنوان کتاب با موضوع ادبیات دفاع مقدس

انتشارات سوره مهر چهارده عنوان کتاب با موضوع ادبیات دفاع مقدس را در مراحل مختلف تولید دارد.
 از میان این چهارده عنوان، 10 عنوان از سوی دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری و چهار عنوان نیز از سوی مراکز حوزه هنری استان‌ها به سوره مهر ارسال شده است.



ادامه نوشته

معرفی نرم افزار شهدای مظفر / سه برادر شهیدی که در یک روز به شهادت رسیدند

شهدای مظفر از معدود شهدایی‌ هستند که هر سه در روز 6 مردادماه 1367 یکی پس از دیگری در عملیات مرصاد به شهادت رسیده‌اند و پیکر پاکشان نیز همزمان به مادر و پدر دلیرشان تقدیم شد.

نرم افزار چند رسانه اي حاضر مجموعه اي اطلاعات و آثار مرتبط با شهيدان بزرگوار مظفر(رضا، علي، حسن) پدر، مادر و برادر جانباز ايشان ميباشد كه حاوي حدود 50صفحه متن، 1000قطعه عكس و سند، 720دقيقه فيلم مي باشد.




ادامه نوشته

عکسی که پس از 31 سال شناسایی شد

این عکس در 23 تیر 1361 توسط سعید صادقی  در منطقه عملیاتی رمضان ثبت شده است.جوانی که در حال انتقال یکی از مجروحان است ، شهید عباس دهباشی یکی از مسئولان اطلاعات و عملیات لشگر 41 ثار الله و از نیروهای حاج قاسم سلیمانی بوده است. 


ادامه نوشته

  به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد عملیات مرصاد/ کتابشناسی خاطرات عملیات مرصاد

   عمليات مرصاد در تاريخ پنجم مردادماه سال 1367 و به منظور مقابله با منافقين در مناطق اسلام آباد و كرند غرب آغاز شد. در اين عمليات با فرماندهي سپاه پاسداران و پشتيباني هوانيروز ارتش، رزمندگان از سه محور چهارزبر، جاده قلاجه و جاده اسلام آباد ـ پلدختر وارد عمل شدند و نيروهاي ضد انقلاب را در دو مرحله سركوب كردند. اين عمليات در خاطرات بسياري از رزمندگان درگير در آن بارتاب جدي داشته است و آثار گوناگوني براساس آن ها تاكنون منتشر شده اند. مهم ترين كتاب هايي كه تاكنون در حوزه خاطرات/ خاطره شفاهي و تاريخ شفاهي و با محوريت عمليات مرصاد منتشر شده، عبارتند از:



ادامه نوشته

گفتگو با 3 نویسنده در مورد خاطرات حاضران در عملیات مـــرصاد

در این گزارش از سه نویسنده که در آثار خود با استفاده از تاریخ شفاهی به خاطرات حاضران در عملیات مرصاد پرداخته‏ اند، ضرورت پرداختن به وقایع و عملیات‏های جنگ تحمیلی به ویژه عملیات مرصاد در قالب تاریخ شفاهی را جویا شدیم


ادامه نوشته

گفتگو با راوی کتاب بلبا/ احمد علی ابکایی

در همه مراحل مصاحبه تلاش کردم تا آنچه را که می گویم با دلیل و استدلال همراه باشد و خود را در برابر این مسائل،پاسخگو می دانم. کتاب " بـــلبـــا" تنها قطعه ای از پازل حماسه های لشگر 25 کربلاست.




ادامه نوشته

گفتگو  با نوجوانی 13 ساله که به جنگ ناوهای آمریکایی رفت

 جستجوی یک عکاس دوران دفاع مقدس او را به بندرعباس کشاند تا پس از سه دهه بار دیگر از سوژه‌اش عکاسی کند و پای خاطرات او بنشیند.



ادامه نوشته

شهید آوینی : اینجا اصفهان است

اینجا اصفهان است، اصفهانی که در کردستان و غرب و جنوب، در جبهه های نبرد، هرجا که می روی، بیش تر از همه لهجه شیرین مردم آنجا را می شنوی. ما شا الله امروز اصفهان شاهد راه پیمایی 25 لشگر از لشگرهای احتیاط قدس است. بیایید همراه با این راهیان قدس امشب در ضیافتی که مردم خوب اصفهان برای رزمندگان، فرزندان دلاور خویش،در مسجد شهید بهشتی ترتیب داده اند شرکت کنیم.

(شهید مرتضی آوینی)

ورزشگاه تختی شهر اصفهان