چاپ پانزدهم كتاب «مدال و مرخصي» که شامل يازده يادداشت از يك اسير عراقي است به كوشش هدايت‌الله بهبودي گردآوری و نوشته شده بزودی توسط سوره مهر منتشر می‌شود.


به گزارش پایگاه خبري سوره مهر كتاب «مدال و مرخصي» خاطراتي تلخ و شيرين از زبان يك اسير عراقي است كه خواندن اين خاطرات آن هم از زبان يك عراقي ،نوع نگاه آن‌ها به نيروهاي ايراني و شجاعت‌ها و رشادتهاي جوانمردان و دلاوران كشورمان خالي از لطف نيست.


هدايت‌الله بهبودي در دیباچه کتاب چنين آورده است: «.... خيلي از اسراي عراقي براي دفتر ادبيات و هنر مقاومت خاطره ، داستان و ... نوشتند. اما گاهي استثناهايي هم پيدا مي‌شد. مثل نويسنده اين كتاب. يك بار بيشتر او را نديديم و همان يك بار كافي بود تا او به درخواست ما براي نوشتن اين يازده خاطره زيبا جواب مثبت بدهد. نام «مدال و مرخصي» را ازميان عناوين مطالب اين كتاب انتخاب كرده‌ايم. ما هنوز هم معتقديم كه مشاهدات اسراي عراقي هم‌پاي خاطرات رزمندگان ما مي‌تواند تصوير كامل‌تري از دفاع پرشكوه ملت ما را روي پرده تاريخ بيندازد.»

گفتني است , اين اسير عراقي در يادداشتهاي خود با اشاره به جنايات برخي سربازان عراقي عليه سربازان ايراني ، به ددمنشي ، درنده خويي نيروهاي عراقي صحه مي گذارد و برخي از صحنه هاي جنگ را به مثابه واقعه كربلا مي داند .


رهبر معظم انقلاب در دست‌نوشته‌ای بر این اثر اینگونه نوشته‌اند:

« این یکی از زیباترین و قوی ترین یادداشتهای جنگ است. متن و ترجمه‌ی هردو قوی است. این سند، مکمل سندهائی است که از نوک قلم بسیجیان روشندل و با صفا و مظلوم و شجاع، به یادگار مانده است.»


در قسمتی از كتاب این اینگونه آمده است:
«... تفاخر و تكبر رفيق دوم ،بيشتر از اولي بود. او از مقداري اسكناس ايراني و يك كارت شناسايي كه پس از پاره كردن لباس از تن يك جنازه خون‌آلود ايراني و رهاكردن آن به صورت نيمه عريان به دست آورده بود، احساس غرور مي‌كرد. غلو نكرده‌ام ، اگر بگويم كه سخنان او يكي از صحنه‌هاي واقعه كربلا را در برابر چشمانم مجسم كرد و اين كار بار ديگر آن واقعه را بر صفحه تاريخ به نمايش گذاشت. از نظر افسران ارتش عراق، آنها قهرمان بودند و در گرفتن مدال و توجه و قدرداني ، سزوارتر از سايرين بودند. آنها همچنين براي گرفتن مرخصي ، كه پس از گذشت شصت روز از امشب آغاز مي‌شد، سزاوارتر از بقيه بودند. به علاوه آنها براي دريافت نشان شجاعت سه روز ديگر به مرخصي‌شان اضافه شده بود....»