هفتمین جشنواره سینما حقیقت از دیروز (19 آذرماه) لغایت 26 آذر ماه در سینما فلسطین و و سینما سپیده تهران در حال برگزاری است.

در بخش مستند " انقلاب اسلامی و دفاع مقدس" جشنواره، 11 اثر به بخش مسابقه  راه پیدا کرده اند.




که در ادامه مروری گذرا داریم بر این آثار.




- خاطراتی برای تمام فصول

کارگردان: مصطفی رزاق کریمی

این فیلم نیمه‌بلند یکی از گوشه‌های فراموش‌شده‌ی دفاع مقدس را روایت می‌کند که طی سال‌های پس دفاع کم‌تر گفته شده ,یعنی اعزام مجروحان شیمیایی به اتریش برای مداوا.

رزاق‌کریمی‌ که آن سال‌ها در اتریش دانشجوی سینما بوده با دوربینی نیمه‌حرفه‌ای از ورود مجروحان به اتریش تا مراحل مداوای‌شان را فیلم‌برداری کرده و لحظه‌های تکان‌دهنده‌ای را به تصویر کشیده که تا کنون در جایی دیده نشده است. او پس از بیست‌واندی سال دوباره به سراغ فیلم‌ها رفته و تصمیم گرفته آن واقعه را بار دیگر زنده کند. بنابراین سراغ پزشکان معالج رزمندگان که اکنون بازنشسته شده‌اند از یک سو و برخی مجروحان که مداوا شده اند و امروز در گوشه‌وکنار ایران زندگی ساده‌ای دارند از سوی دیگر رفته و حال‌وهوای آن روزگار را از زبان خودشان روایت کرده است. فیلم لحظه‌های درخشانی دارد.





- سپیده دمی که بوی لیمو میداد

کارگردان: آزاده بیزار گیتی

کاری از مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی


سپیده‌دمی که بوی لیمو می‌داد» یک کار کاملاً انسانی و همراه با نگاه ضد جنگ است و روایتی است از 6 زن مصدوم شیمیایی سردشت که بزرگترین بمباران شیمیایی شهری جهان بعد از جنگ جهانی را تجربه کرده است.

کارگردان این اثر گفته است:

موضوعی که از روز اول من را مصمم به تولید فیلم در ارتباط فاجعه سردشت کرد این بود که همه از حلبچه که یک حادثه خارج از مرزهای سرزمین ما است به عنوان یک حادثه تلخ بشری یاد می‌کنند اما کمتر کسی از سردشت که در استان آذربایجان غربی واقع شده، نامی‌ می‌برد و حتی بسیاری از افراد نمی‌دانند که سردشت با چنین فاجعه انسانی مواجه شده است و به همین دلیل تصمیم گرفت ابعاد بزرگ این فاجعه انسانی را از دید 6 زن مجروح شیمیایی به تصویر بکشم.





- ملی بدون کارت


«ملی بدون کارت» به کارگردانی علی شعبانی، مستندی 26 دقیقه‌ای درباره یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس است. این جانباز هندی که در ایران زندگی می‌کند با مشکلاتی از جمله نداشتن کارت ملی مواجه است.



علی شعبانی در مورد این اثر گفته است:

در مستند «ملی بدون کارت» ما با امیرسینک یا همان محمد حیدری که اهل کشور هندوستان است صحبت کردیم.او در خلال سفر به اروپا تصمیم می‌گیرد به ایران بیاید و به صورت داوطلبانه به جنگ برود و در این راه دو پای خود را از دست دهدو جانباز شیمیایی و اعصاب و روان شود.

  با وجود همه آسیبهایی که حیدری در طول هشت سال دفاع مقدس دید، او هیچ چشم داشتی از کسی ندارد و با این اوضاع زندگی می‌کند. او در شرایطی زندگی می‌کند که حتی وقتی به دلیل بیماری کلیه درخواست خرید کلیه از انجمن حمایت بیماران کلیوی داد و درخواستش به خاطر ایرانی نبودن رد شد. مسئولان حتی به فرزندان محمد حیدری که ایرانی هستند هم یارانه نمی‌دهند و او را از داشتن کارت ملی منع می‌کنند.

  در این فیلم، فیلمساز مسخ سوژه و موضوع نشده است. سعی کردیم در این مستند با نگاهی بی طرفانه به موضوع نگاه کنیم. سعی کردیم آینه‌وار تنها حقایق را منعکس کنیم. در این مستند می‌بینیم که حتی کارت جانبازی حیدری را از 70 درصد به پنجاه درصد تقلیل داده‌اند.





- ممد نبودی

کارگردان: شهروز توکل

شهروز توکل کارگردان فیلم مستند "ممد نبودی" در توضیح سوژه این فیلم مستند گفته است:

  موضوع این فیلم مستند نحوه سرایش و رواج پیدا کردن نوحه "ممد نبودی" و تبدیل شدن آن به یک فرهنگ را مدنظر دارد و ما از آنجایی شروع کردیم که جواد عزیزی (متخلص به توانا) سراینده این نوحه براساس علاقه به محمد جهان‌آرا این اثر را سرود.

  این نوحه در ابتدا به دلیل همان علاقه شخصی جواد عزیزی شکل گرفت اما در طول زمان و با شکستن حصر آبادان و خرمشهر این نوحه با آواز و ملودی جان دوباره گرفت. نکته قابل توجه اینکه پس از تمام شدن جنگ بازهم این نوحه همچنان قابل تعمیم به شهدا و بازماندگان جنگ تحمیلی است و خاطرات و اثرات نوستالژیک آن تا امروز باقی است.


  جواد عزیزی از دوستان و همرزمان محمد جهان‌آرا و از رزمنده‌های خرمشهر بوده است. در واقع هنوز اولین سالگرد شهادت محمد جهان‌آرا از راه نرسیده بود که خرمشهر آزاد شد و جواد عزیزی هم بلافاصله و پس از فتح خرمشهر با دلی دردمند از نبود جهان آرا این شعر را می سراید که به سرودی خاطره‌انگیز تبدیل می شود.

عزیزی ساکن شهر اراک است و من به عنوان راوی این مستند از تهران سوار قطار می شوم و به اراک می رسم و از آنجا عزیزی هم همراه با من سوار قطار می شود و با هم به خرمشهر می رویم. در این سفر عزیزی از خاطرات خود با جهان‌آرا می گوید و زمانی که به خرمشهر می رسیم با هم به مکان هایی سر می‌زنیم که عزیزی و جهان آرا روزگاری در آن قدم زده بودند.





- نباید گریه کنی مادر

کارگردان: عباس امینی

این مستند روایت زندگی فعلی عبدالله نورانی فرمانده تیپ ۲۲ بدر خرمشهر است که از ناحیه چشم جانباز است .


عبدالله نورانی(سمت چپ تصویر) در کنار مقام معظم رهبری- خرداد1360