همزمان با رونمایی از تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «لشکر خوبان» پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir اقدام به انتشار سلسله مطالبی با موضوع «تاریخ شفاهی دفاع مقدس» نموده است. پرونده‌ی «آنهایی که از جنگ خاطره دارند» با محوریت مطالبه‌ی قدیمی رهبر انقلاب اسلامی از خاطره‌گویان و نویسندگان برای ثبت خاطرات رزمندگان دفاع مقدس و با حضور چهره‌های فعال و نام آشنای عرصه‌ی تاریخ شفاهی دفاع مقدس آماده شده است.

در بخش سوم این پرونده گفتاری از سید ابو الفضل کاظمی رزمنده دوران دفاع مقدس و راوی کــتاب" کـــوچه نقاش ها " را با هم مرور می کنیم.



این كار به‌‌زور انجام شد. من نمی‌خواستم. یعنی من كاری نكردم كه بشود. هرچی در این كتاب هست، حق شهداست. توجه آقا از آن وقتی است كه نه رهبر بودند، نه رئیس‌‌جمهور و نه امام جمعه، مثل همین حالا به خانه‌ی شهدا (شهدای انقلاب) می‌رفتند. این توجه به شهدا و به خانواده‌‌ی آن‌ها از اول در باطن آقا بود.



كتاب من در جامعه تأثیرات مثبتی داشته است. بعد از این‌‌كه آقا در نمایشگاه سراغ كتاب «كوچه‌‌ی نقاش‌ها» را گرفتند، مردم هجوم بردند برای تهیه‌‌ی كتاب. چاپش ۱۰ ‌برابر شد. من مشتی از خروارم. خیلی‌ها هستند كه پیش‌قراول جنگ هستند و در شهر ما غریبند. من چند هفته پیش رفته بودم راهیان نور غرب كشور. با حدود ۱۳۰- ۱۴۰ نفر از دانشجویان علوم پزشكی رفتیم پاوه، سقز، بانه و دزلی ... اصلاً دانشجویان چیزی درباره‌‌ی كردستان نمی‌دانستند. كردستان كه ناشناخته است. زندگی شهدا ناشناخته است.



من نه خانه‌ام عوض شده، نه اعتقاداتم، اما این كار بركت‌های زیادی داشته است. خیلی از خانواده‌های شهدا از این‌‌كه یادی از همسر و فرزندان و پدرانشان شده، خرسند شده‌‌اند. خوب مادری كه دوتا بچه‌اش شهید شده، دوست دارد یادی از بچه‌اش شود. بركتش این بود كه یك چیزهایی كه زیر خاك خوابیده بود، بیرون آمد. یك چیزهایی را ندیده بودیم و دیدیم. دیدارهایی تازه شد.

الان كمی سنّم رفته بالا. شیمیایی هستم. چندتا بیماری هم دارم و دیگر خیلی در این طرف و آن طرف رفتن فعال نیستم، اما مردم دوست دارند بدانند. نسل جوان شوق دارد كه از آن روزها بداند. اگر راوی حق بگوید، نسل امروز می‌خواهد بداند در گذشته چه شده. هم بخش رزمی‌اش، هم بخش معنوی و ارزشی‌‌اش برای آن‌ها جذاب است. اگر این پیشكسوت‌ها و گوشه‌نشسته‌ها از آن روزها و از خاطرات‌شان حرف بزنند، ارزش‌ها جلوه می‌كند.

شایان ذکر است ابوالفضل کاظمی متولد کوچه نقاش ها در محله گارد ماشین دودی بین خیابان صفاری و خیابان خراسان است به دلیل علاقه اش به این محله و کوچه نام کتاب را کوچه نقاش ها گذاشته است.در این کتاب راوی دست ما را میگیرد و ما را به شانزده گذر از زندگی اش می برد .کتاب حاصل سه ماه مصاحبه صبوری با کاظمی است . کاظمی فرمانده گردان بسیجی لشگر 27 محمد رسول الله (ص) بوده وی د رطول جنگ در چندین عملیات به صورت نیروی آزاد شرکت داشته و در عملیات کربلای 5 و 8 فرمانده گردان عملیاتی میثم بوده . ایشان بارها در عملیات مختلف آماج تیر و ترکش دشمن قرار گرفته و دچار محرومیت های سخت و جان فرسا شده است .
خاطرات ایشان از آن جهت سزاوار تامل و توجه است که فرمانده گردان هم با فضای قرارگاهی و رده های بالای فرماندهی جنگ و هم با فضای درون گروهی نیروهای رزمنده و خط شکن ارتباطی تنگاتنگ دارد و بازنمایی حضور وی در این دو فضای پیچیده جذابیت خاصی به کتاب بخشیده است .