همزمان با رونمایی از تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «لشکر خوبان» پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir اقدام به انتشار سلسله مطالبی با موضوع «تاریخ شفاهی دفاع مقدس» نموده است. پرونده‌ی «آنهایی که از جنگ خاطره دارند» با محوریت مطالبه‌ی قدیمی رهبر انقلاب اسلامی از خاطره‌گویان و نویسندگان برای ثبت خاطرات رزمندگان دفاع مقدس و با حضور چهره‌های فعال و نام آشنای عرصه‌ی تاریخ شفاهی دفاع مقدس آماده شده است.


در ادامه گفتگوی خانم معصومه آباد، امدادگر و آزاده‌ی دوران دفاع مقدس و راوی كتاب «من زنده‌ام» را می خوانید.

* انتشار خاطرات شما چه تأثیری بر زندگی شخصی‌تان گذاشته است؟

در واقع نه‌ بخشی از زندگی، كه تمام زندگی خودم را مدیون و مرهون روزهای اسارتم در دوران جنگ می‌دانم. من در تمام لحظه‌های زندگی با آن خاطرات زندگی می‌كنم. فكر می‌كنم در سالیانی كه گذشته است، جنگ برای خیلی‌ها تمام شده باشد، ولی سفره‌ی جنگ هنوز برای ما پهن است، چرا كه نگاه ‌ما به جنگ  بیشتر از منظر دفاع و پایداری و مقاومت است و نه جنگ.

فكر می‌كنم كه زمان و عمر ما می‌گذرد، اما ما بزرگ نمی‌شویم. یعنی انگار هنوز در ۱۷ سالگی و در آن لحظه‌هایی هستم كه اسارت برای من اتفاق افتاد و اسیر شدم. در تمام برهه‌های زندگی همین احساس را دارم.


نه‌تنها خاطراتی كه متعلق به خودم است، تمام شواهدی كه در اطرافم اتفاق افتاد، تمام اتفاقات شهدا و جانبازان و بقیه‌ی آزادگان را با تمام وجودم حس می‌كنم و سعی می‌كنم آن‌ها را هیچ‌وقت فراموش نكنم. گاهی حتی در بعضی محافل یك تلنگری می‌زنم و برخی از این شواهد و خاطرات را بازگو می‌كنم تا به یاد خیلی‌ها بیاورم كه آن‌چه امروز داریم و این‌كه ما در آرامش كامل زندگی ‌می‌كنیم، حاصل چه رنج‌ها و دلاوری‌ها و رشادت‌هایی است.

 
*
انتشار این خاطرات، قطعاً تأثیرات و بركاتی برای اشخاص دارد. می‌خواستم ببینیم آیا چنین چیزی برای شما نیز اتفاق افتاده است؟
بركات این خاطرات در توفیق نوشتن آن است. همیشه فكر می‌كردم برای این‌كه بتوانم این خاطرات را بنویسم، شاید خودم قدرت توانایی نوشتن را به دست بیاورم، ولی نمی‌توانستم. شما چقدر باید بگردید دنبال كلمه‌ای كه بتواند آن احساس را انتقال دهد. نوشتن این كتاب درواقع بازخوانی یك احساس دوباره بود. یعنی من باید دوباره همه‌ی این لحظه‌ها را مرور می‌كردم و از آن‌جایی كه هیچ‌وقت آن را فراموش نكرده بودم -یعنی در همه‌ی ا
 ین سال‌ها با این‌ها می‌خوابیدم، بیدار می‌شدم، به آن‌ها فكر می‌كردم و هیچ‌وقت برایم كهنه نشده بود و هیچ بخشی از یادم نرفته بود- فقط دنبال فرصتی بودم كه آمادگی روحی و عاطفی پیدا كنم تا بر خودم مسلط شوم و این خاطرات را بنویسم. اگرچه در چند ماهی كه پی‌در‌پی و بی‌وقفه می‌نوشتم، قدری دچار مشكلات جسمی شدم، اما فكر می‌كنم توفیق و عنایت الهی بود كه در فرصت و فاصله‌ی زمانی فشرده این كتاب نوشته شد.


* واكنش‌های اطرافیان نسبت به انتشار این خاطرات چه بود؟

خیلی سخت بود؛ به‌خصوص برای اطرافیان درجه‌یك مثل همسر و فرزندانم، چون احساس نمی‌كردند كه از خاطراتم فاصله گرفته‌ام. علی‌رغم این‌كه سالیان زیادی گذشته بود، احساس می‌كردم این روزهایی كه الان در آن قرار داریم، غیر واقعی است و من انگار خوابم. همیشه وحشت دارم از این‌كه روزی از خواب بیدار شوم و ببینم هنوز در زندان‌های بغداد و استخبارات هستم و روزگاری كه الان هست، در خواب است. به این خاطر چون با تمام وجود احساس می‌كردم و می‌نوشتم، سعی ‌كردم همان احساس را به مخاطب انتقال دهم. در این وضعیت، اطرافیانم رنج می‌بردند و سعی می‌كردند من را از نوشتن دور كنند یا لااقل فاصله‌ای ایجاد كنند كه كمتر اذیت شوم، ولی تنها با عنایت و لطف خداوند بود كه توانستم این مسیر را به پایان برسانم.

*
رهبر انقلاب بر انتشار و نشر چنین خاطراتی در جامعه تأكید ویژه‌ای دارند. به نظر شما دلیل این اصرار ایشان چه می‌تواند باشد؟

اصلاً دلیل نوشتن این خاطرات، پاسخ به اجابت فرمان رهبر معظم انقلاب درباره‌ی ثبت خاطرات خوب دفاع مقدس بود. به خاطر این‌كه این خاطرات یك مستند تاریخی محكمی برای نسل‌های بعدی ما باشد. سرباز اگر خاطرات جنگ خود را نگوید، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است و از این منظر برای اجابت نظر ایشان وظیفه‌ی خودم می‌دانستم این خاطرات را یك روز بازگو كنم كه الحمدالله توفیق آن شد.

اگرچه ما چهار زن اسیر بودیم و در زندان روزهای سخت و پرمرارتی داشتیم، اما برای ما یك اتفاق بود و برای دشمن رسوایی. باید سند این رسوایی در تاریخ می‌ماند و مدال افتخاری می‌شد برای زنان جامعه‌ی ما.


من در راستای تأكیدات حضرت آقا تلاش كردم این سند را مكتوب كنم و به عنوان پیام به نسل بعد و به فرزندان خودم انتقال دهم. گاهی كه من در محافل مختلف می‌رفتم، خیلی سؤال می‌پرسیدند و من باید به تك‌تك آن‌ها پاسخ می‌دادم، ولی با تألیف كتاب، نه‌تنها به سؤالات نسل امروز و فردا پاسخ داده شد، بلكه بر قضاوت دنیا درباره‌ی هشت سال دفاع مقدس ما نیز قطعاً تأثیر خواهد داشت.


در این خاطرات مخاطبم سازمان‌های حقوق بشر و سازمان‌های بین‌المللی هم بود كه در طول هشت سال دفاع ایران، آن‌ها داعیه‌دار عدالت و حقوق بشر بودند، اما تنها نظاره‌گر شدند. ما خاطرات‌مان را فراموش نمی‌كنیم. ما هنوز زنده‌ایم و این «من زنده‌ام» من حقیقی نیست، بلكه من حقوقی است به عنوان نماینده‌ی یك نسل كه هنوز زنده است و تا زمانی كه ما زنده هستیم، قطعاً اجازه نخواهیم داد كه هیچ پرنده‌ای از آسمان كشور ما عبور كند، مگر این‌كه حقوق نسل ما را ادا كند.