كتابهايي كه دستخط رهبر انقلاب را يادگار دارند
به گزارش رجانيوز، حتي اگر بخواهيم كليتر بگوييم بايد اذعان كنيم كه بخشي از افزايش كتابخواني در كشور –خاصه بين قشر حزب اللهي- مديون اهتمامي است كه ايشان به ترويج كتابخواني دارند و اين تقريظها يكي از نمودهاي اين اهتمام است.

به بهانه رونمايي از آخرين تقريظ ايشان، نگاهي داريم به همه كتابهايي كه مورد توجه معظم له قرار گرفته و تقريظ ايشان را بر خود يادگار دارند. برخي از اين كتابها آنام آشنا هستند و اسم برخي ديگر شايد چندان به گوشمان نخورده باشد. آنچه ذيل نام هر كتاب آمده بخشي از تقريظ ايشان بر آن كتاب است.
هنگ سوم
برای ما که این سوی خطه نبرد را دیده ایم، قهراً جالب است... نویسنده، البته یک نویسنده حرفه ای نبوده است. اما همین که فرصت کرده در گرفتاری جنگ، یادداشت هایی بردارد، سپس از حافظه خود کمک بگیرد و دیده ها را در دوران اسارت بر کاغذ بیاورد، بس موجب تقدیر است.
جشن حنابندان
روز و شبی چند در لحظه های پیش از خواب، در فضائی عطرآگین و مصفّا و در معراج شور و حالی که سطور و کلمات نورانی این کتاب به خواننده خود عطا می کند و...

سفر به قلهها
گزارش اول، حرفه اي و هنرمندانه، شرح کوتاهي از اولين ساعت بمباران سيانوري حلبچه، ارايه کرده است که بسيار مغتنم است، و نيز اشاره اي به وضع اسراي عراقي در پشت خط اول دارد که آنهم جالب و مهم است. گزارش کوتاه دوم از همان نويسنده است. گزارش بعدي که به زبان روزنامه اي و در سبک گزارشهاي مطبوعات غربي و بتقليد از آنها نوشته شده حاوي مطلبي چندان مهم نيست، بعلاوه که گسيختگي در ذهن و نارسائي در زبان هم گاه در آن هست، ولي از اين جهت که تصويري ـ گرچه مبهم ـ از کردهاي اتحاديه ميهني ارائه کرده، مغتنم است. گزارش چهارم درباره حمله عراق به جنوب پس از قبول قطعنامه (تيرماه 67) و از آن جالبتر، شرح انهدام منافقين در غرب کشور و تپه حسنآباد است. گزارش خوبي است. تکيه بر بچههاي جنوب (فقط) برايم مفهوم نشد هرچند ناگفته ماندن چيز مهمي در آن واقعه، برايم کاملاً مفهوم بوده و هست! گزارش آخر ـ از همان نويسنده ـ (نويسنده گزارش چهارم!) چيزي نيست جز قلمانداز يک نويسنده خوش ذوق که جز پاسخ به احساسات، هدفي از نوشتن ندارد....اين گزارشها را در 18 اسفند 70 تمام کردم و نه چندان خوشحال!
خط فکه
این سندی ارزشمند از اوضاع جبهه و خوی و خصلت بسیج است،این حرف ها برای مردم دنیای مادی و ظلمانی قابل فهم و درک نیست،اگرچه سراسر هشت سال دفاع مقدس از آن پراست.نگارش روان و روشن و موشکاف این نوشته بر ارزش سندی آن می افزاید و...

پرواز شماره 22
این کتاب از جهت ارائه اطلاعاتی درباره نیوری هوایی عراق و برخی مسائل جنبی خالی از فایده نیست....اشتباه گرفتن دزفول به جای العماره نقطه شیرین و جالب داستان است.
خداحافظ کرخه
این کتاب شیرین و ساده، زندگی و احساس و جهت گیری های بسیجی را به خوبی تشریح می کند. نویسنده، که خود یک بسیجی با همه بار فرهنگی این کلمه است و... .
تيپ 83
خيلي از خواندن اين کتاب محظوظ شدم، چون روحاني در اين کتاب درس دين و معرفت را در خطرناکترين جاها ميدهد و در آزمايشهاي دشوار زندگي با مردم شريک مي گردد. اين طلبههاي جوان و خوشروحيهاند که اگر مدارج تحصيلي را طي کنند رهبران برجستهباب انقلاب و جمهوري اسلامي خواهند شد و روحانيون پرچمدار دين زندگيساز ...

شانههای زخمی خاکریز
در این نوشته هرچه به آخر نزدیکتر می شویم، روح اخلاص و صفایی را که در آن موج می زند بیشتر حس می کنیم. من به حال خود حسرت می خورم و به این جوانان شجاع و با ایمان و فداکار غبطه می برم که...
پا به پاي باران
اين هر دو نوشته، گويا، پرسوز، دردمندانه و هنرمندانه است. دست اين عزيزان درد نكند كه درد دل غريبانه يك شهر، بلكه يك ملت را چنين پرمهر و دلسوز، روايت ميكنند. تاريخ ما بعدها نهفقط خرمشهر و جوانها و پدر و مادرهاي مقاوم آن را، كه اين دلها وجدانهاي بيدار و حقجو و حقگو را نيز ستايش خواهد كرد كه نگذاشتند قصة جهادي به آن عظمت در لابهلاي ياوهگوييها و هرزدراييهاي زمانه گم شود. درود بر بهبوديها و سرهنگيها
مدال مرخصي
این یکی از زیباترین و قویترین یادداشتهای جنگ است. متن و ترجمه هر دو قوی است. این سند، مکمل سندهایی است که از نوک قلم بسیجیان روشندل و باصفا و مظلوم و شجاع به یادگار مانده است.
زنده باد كميل
نويسنده، فروتنانه خود را غالباً در پشت ياران شهيدش پنهان کرده است. خوشا به حال اين جوانان نوراني که در يکي از استثناييترين فرصتهاي الهي در تاريخ، بيشترين بهره را بردند و به مدد اراده و ايمان و فداکاري، به مدارج عالي انساني، رسيدند. اين کتاب همچنين به خاطر شيريني زبان روايتش و طنزي که در خيلي جاها نمک نوشته کرده است.

جدال در زیویه
چندساعتي از شب و روزهاي ايام مبارك شهرالله به خواندن اين خاطرات گذشت.از جاها و قضاياي متفاوت و در زمان هاي متفاوت ،و همه بي خبر از يكديگر گفته و نوشته اند،محصول همه اين خاطرات يك چيز است همه از عظمت حادثه هشت ساله دفاع مقدس و تحول شگرفي كه در دل و جان و فكر و عمل جوانان اين كشور پديد آورده بود،خبر مي دهند و ابعاد بي نهايت اين معجزه الهي تاريخ را به تقريب نشان مي دهند
جنگ پابرهنهها
این انعکاس از رنجهای مردم پابرهنه است که بخصوص در مقایسه با فداکاری همین مردم، بسی جانکاه و تلخ و ناپذیرفتنی مینماید... و وقتی روح لطیف و حساس منظرهاین هر دو را به چشم دیده بلکه با آن زیسته باشد...
تپههاي لاله سرخ
از اين کتاب، آخرين نوشته، يعني تپههاي لاله سرخ از همه شيرينتر و دقيقتر است. نوشته شهيد هم که طلوع دوباره نام گرفته، عطر شهادت و اخلاصش محسوس است... و هر سه نوشته يادبودهاي با ارزش از جنگ و ايثار هشت ساله است.
جنگ خياباني
تلخ است خواندن و شنيدن وحس كردن نوميدي ملتي پس از اميدي نزديك ... وآنگاه مصيبتي كه در مظلوميت و مغلوبيت مي كشند.

ياد ياران
"در اين نوشته، صفا و صداقت زيادي موج ميزند. نويسنده غالبا" نقش خود را كمرنگ كرده و ياد ياران شهيدش را برجسته ساخته است. روحيه بسيجي تقريبا" با همه جوانبش در اينجا منعكس است و ميشود فهميد كه چگونه جوانهايي در كوره گداخته جبهه به چه گوهرهاي درخشندهاي تبديل ميشدهاند. ذكر خصوصيات موقعها و حادثهها و آدمها، تصوير باورنكردني جنگ هشت ساله را تا حدود زيادي در برابر چشم آيندگان ميگذارند.
يادداشتهاي خرمشهر
خدا غريق رحمت كند اين شهيد عزيز را كه در سال هاي منتهي به 64 يعني در بهبوحه شور و هيجان دفاع مقدس و بسيج سراسري ملت در اين راه دردمندانه،نقاط منفي را به نظر آورده و از آن ناليده و دم از غربت رهروان راه جهاد زده است.بعضي امروز گمان مي كنند راه خدا غريب است يعني حقيقت روشن اصلي را كه همان حركت عمومي در راه خير و صلاح است در برابر واقعيت زشت كجروي هاي گاهگاهي و جا بجايي كمرنگ مي بينند.اما اين گمان هميشه بوده حتي در سال 64 و پيش از آن .... و البته چنين نگرشي در جمهوري اسلامي هميشه نادرست بوده و إن شاءالله هميشه نادرست خواهد بود
فرمانده من
من کتاب هایی را که می خوانم معمولا پشتش یادداشت یا تقریظی می نویسم؛ این کتاب را که خواندم بی اختیار پشتش بخشی از زیارت نامه را نوشتم: السلام علیکم یا اولیاء الله و احبائه! و....
گزارش يک بازجويي
اثر جالبي است. ابتکاري و نمونه نيز هست. توصيف هاي آن از طبيعت، حوادث جنگي، وضعيت هاي طبيعي بس زيبا است.

همپای صاعقه
این یک کتاب منبع بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان دهها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبتشده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرتانگیزی است و ...
یادداشت های ناتمام
از این چهارنوشته، سومی را که به قلم شهید سید محمد شکری است قبلاً در جزوهی مستقل خوانده بودم. از اولی هم که به قلم شیوا و سرشار از صفای شهید سمندری است، ذکر در "حنابندان" قدمی ـ که یکی از شیواترین نوشتههای مربوط به جبهه است – رفته بود و با آن آشنائی دورادوری داشتم. آن را خواندم و حقیقتاً محظوظ شدم. خدا این هر دو شهید را در سرادق ملکوت، همنشین اولیاء فرماید. نوشتهی کمال سپاهی هم شیرین و خواندنی است هرچند آن جاذبهی دو نوشتهی دیگر را ندارد. دربارهی نوشتهی آخر هم، دو سه جمله در ابتدای آن نوشتهام. خداوند به همهشان جزای خیر بدهد.
ضربت متقابل
کتابهایی مانند «ضربت متقابل» و «همپای صاعقه» باید کتابهای رایج دست کارکنان در سطح سپاه و خانوادههایشان باشد. این کتاب نقش فرماندهان را در جنگ برجسته میکند که چگونه فرماندهان سپاه و ارتش وارد صحنه دفاع مقدس شدند و عملیاتهای موفقی را انجام دادند...وظیفه فرماندهان ترویج، نشر و عرضه این کتابها به حد کافی در جامعه است.
نوني صفر
اين از جمله سندهاي دقيق دوران دفاع مقدس است كه بايد از نويسنده آن بسيار متشكر بود.صفا و معنويت در اين كتاب موج مي زند.
خاكهاي نرم كوشك
الان چند سالى است که کتابهایى درباره سرداران و فرماندهان جنگ باب شده و مىنویسند و بنده هم مشترى این کتابهایم و مىخوانم. با اینکه بعضى از اینها را من خودم از نزدیک مىشناختم و آنچه را هم که نوشته، روایتهاى صادقانه است - این هم حالا آدم مىتواند کم و بیش تشخیص دهد که کدام مبالغهآمیز و کدام صادقانه است - بسیار تکان دهنده است؛ آدم مىبیند این شخصیتهاى برجسته، حتّى در لباس یک کارگر به میدان جنگ آمدهاند؛ این اوستا عبدالحسین برونسى، یک جوان مشهدى بنّا، که قبل از انقلاب یک بنّا بود و با بنده هم مرتبط بود، شرح حالش را نوشتهاند و من توصیه مىکنم و واقعاً دوست مىدارم شماها بخوانید. من مىترسم این کتابها اصلاً دست شماها نرسد. اسم این کتاب «خاکهاى نرم کوشک» است؛ قشنگ هم نوشته شده.
دسته يك
از جنگ یک تصویر باشکوه ولیکن دوری در جلو چشم همه بود، باشکوه و با عظمت. اما مثل تابلویی که در بالا گذاشته باشند و آدم از دور بخواهد به آن نگاه کند. این کتابها آمدند این ریزهکاری تابلو را کشاندهاند جلو و حالا انسان میتواند آن ها را از نزدیک ببیند. این «دسته یک» را ببینید! به هیچ وسیلهای نمیشد آن ریزه کاریهای زیبای آن تابلوی با عظمت را به کسی نشان داد جز در چنین کتابی و با چنین مصاحبههایی؛ با همین خصوصیاتی که انجام گرفته. انصافا خیلی خوب سلیقه به خرج داده و خیلی خوب کار کردهاند.
پایی که جا ماند
تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیدهام که صحنههای اسارت مردان ما را در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آنچنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد و...
فرهنگ جبهه
وقتي كه جلد اول فرهنگ جبهه درآمد طبعا بطور عادي مثل بقيه منشوراتي كه پيش من مي آوردند نشستم آن را خواندم.اين كتاب از بس مرا جذب كرد تا آخرش خواندم؛بعد ديدم اين كافي نيست به خانه بردم و گفتم همه بنشينيد اين كتاب را بخوانيد گفتم اين كتاب اصلا بايد در فضاي خانه ها باشد و همه بايد آن را هميشه داشته باشند.
دا
کتاب" دا" که حقا و انصافا کتاب بسیار خوب و قابل طرح در سطح جهانی است، مربوط به بخش کوچکی از وقایع جنگ تحمیلی است و این نشان می دهد که هشت سال دفاع مقدس دارای ظرفیت تولید هزاران کتاب بمنظور انتقال فرهنگ و ارزشهای اسلامی و انقلابی به جامعه و جهان است.
نورالدین پسر ایران
این نیز یکی از زیباترین نقاشیهای صفحه پُرکار و اعجاز گونه هشت سال دفاع مقدس است. هم راوی و هم نویسنده حقاً در هنرمندی، سنگ تمام گذاشتهاند. و...