مصطفی" منتشر شد "

کتاب زندگینامه و خاطرات شهید حجت السلام مصطفی ردانی پور فرمانده قرارگاه فتح سپاه با نام " مصطفی " در 260 صفحه و در قالب 66 خاطره توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر شد.

در مقدمه این کتاب می خوانیم:
ای ملت! بدانید امروز مسئولیت شما بزرگ و بارتان سنگین است و باید رسالتتان را که پاسداری از خون شهیدان است انجام دهید.تنها با اطاعت از روحانیت متعهد و مسئول که در رأس آن «ولایت فقیه» است و امروزه سنبل آن امام بزرگوار است قادرید این راه را ادامه دهید. امروز در هیچ کجای دنیا چنین حکومتی با این عظمت و حشمت وجود ندارد که در رأس آن مرجعی بزرگ باشد.
در راه خدا حرکت کردن سختی و رنج دارد. مانع زیاد است. با صبر و استقامت راه انبیاء را ادامه دهید که امروز جوانان ما با ریختن خونشان موانع راه را برداشته و برمی دارند و ما فردای قیامت در پیشگاه خدای تبارک و تعالی عذری نداریم. اسلام منهای روحانیت اسلام نیست. و این سد دشمن شکن را نگذارید بشکند و این حربه ی عظیم را از شما و ملتتان نگیرید و در نتیجه اسلام وارونه را به مردمتان عرضه کنند. بدون روحانیت کاری از پیش نمی رود. مصطفی ردانی پور 1359/6/28

این عبارات، زاییده ی قلم سرداری بود که مرد اول عبادت و دعا بود. رزمنده ای سخت کوش که ابتدا وارد جهاد اکبر شد و سپس به سراغ جهاد اصغر آمد. نوحه خوانی که قبل از همه برای خودش می خواند. طلبه ای که رمز پیروزی را در توسل های عاشقانه یافته بود! بسیجی گمنامی که عاشقانه به وظیفه اش عمل کرد.
انقلاب که مورد هجوم دشمن قرار گرفت تنهای تنها راهی کردستان شد. با شروع جنگ برای ادای تکلیف به خوزستان رفت. از سنگرهای خط شیر دارخوین آغاز کرد و پس از دو سال حضور، به فرماندهی سپاه سوم صاحب الزمان (عج) رسید.
او در بیست و سه سالگی جوان ترین فرمانده سپاه بود. قرارگاه فتح را با پنج لشکر فرماندهی می کرد!
او کسی بود که ایمان و تقوا، علم و عمل، اخلاص و فداکاری، صبر و تحمل، توکل و توسل، شجاعت و شهامت، فرماندهی و مدیریت و صدها صفت زیبای دیگر را در خود جمع کرد. یا به قول آن دوست:
شما اگر همه ی صفات زیبای انسانی را روی کاغذ بیاورید آن گاه خواهید دید که نام زیبای مصطفی ردانی پور نمایان می شود.
می گویند اسطوره ها دست نیافتنی اند. هیچ کس مثل آنها نمی شود. برای همین در افسانه ها از آن یاد می شود. اما مصطفی ثابت کرد که می توان ،می شود همه ی خوبی ها را با هم جمع کرد. می توان مدینه ی فاضله را که عرفا به دنبال آن می گردند همین جا برپا کرد. و به راستی مصطفی انسانی بود شبیه اسطوره ها. هیاهوی جنگ مصطفی را شهره کرد. اما او عاشق گمنامی بود.شاید به همین علت یکباره همه ی دنیا را سه طلاقه کرد. او خاکی خاکی در کسوت یک تک تیرانداز ادامه داد! در نهایت هم گمنامی را انتخاب کرد. در نیمه ی دوم مرداد 1362 از ارتفاعات غرب به اسمان رفت!دیگر از او خبری نشد!
آری،زندگی مصطفی ردانی پور بهترین درس است. او بهترین الگو است، برای زندگی عاشقانه، عبادت عارفانه، انتخاب عاقلانه، رزم شجاعانه و وصل عاشقانه.

دریکی از خاطرات این کتاب از زبان یکی از همرزمان شهید ردانی پور آمده است:
یک سال قبل از پیروزی انقلاب بود. در یکی از مراسم های عمامه گذاری شرکت کردیم. بسیاری از علما و حتی مراجع تقلید حضور داشتند. آیت الله حائری شیرازی سخنران جلسه بودند. ایشان در خلال بیانات خود رو به طلبه های جدید کردند. بعد به برادر ردانی پور اشاره کردند و فرمودند:
طلبه ها ، سعی کنید «مصطفی» بشوید!
+ نوشته شده در شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط پایداری 59
|