به گزارش خبرنگارپایگاه خبری حوزه هنری گل علی بابایی خاطره نگار كتاب كالك های خاكی در مراسم رونمایی از این كتاب گفت:
در حدود دو سال من با خاطرات سرلشگر محمد علی عزیز جعفری زندگی كردم و مصاحبه هایی كه حسین بهزاد انجام داده بود را كلمه به كلمه پیاده نمودم و زندگی آقا عزیز را از زمان كودكی تا فتح خرمشهر روز به روز مروركردم. وقتی ما زندگی این افراد و عظمت آنها را می بینیم نمی توانیم تصور نمی كنیم كه یكی از آنها روزی دانش آموزی در كوچه های یزد بوده است!





بابایی با اشاره به اینكه فرازهای زندگی سرلشگر جعفری متنوع است ، افزود: در این كتاب دوران های مختلف  زندگی او از جمله در زمان تحصیل و سپس ورود به دانشگاه و عضویت در تشكل های دانشجویی، و مسئولیت هایی كه به هنگام ورود امام خمینی به ایران دشت، وقوع انقلاب و تسخیر لانه جاسوسی  و سپس دوران دفاع مقدس آورده شده است.



بابایی ادامه داد: سرلشگر جعفری در دیدگاه خود كه در بخش قبل از جنگ در كتاب آمده است می گوید" ما احساس می كردیم نیروی خارجی بر انقلاب ما فشار وارد می كند و باید با این نیرو بجنگیم." من در این كتاب ذره ذره شكل گیری انقلاب و هسته های اولیه جنگ را با حضور رزمندگان می دیدم، اینكه چگونه گردان ها، تیپ ها و لشگرها شكل می گیرند.




وی به ذكر خاطره از آقا عزیز ( سرلشگر جعفری ) اشاره كرد و گفت: "بعد از عملیات طریق القدس  ما شهدای زیادی دادیم و به نظرم این همه شهید دادن بیهوده رسید. به پیش آقا محسن رفتم و گفتم اجازه بدهید به قم بروم و آنجا درس بخوانم و دلیل این تصمیم را به او توضیح دادم . آقا محسن به من گفت صبر كن. بعد از مدتی قرار شد فاتحان طریق القدس به دیدن امام خمینی بروند. در آن دیدار امام خطاب به ما فرمودند شما با تدبیر فكر كنید و كاری نداشته باشید چه كسی كشته می شود. این جمله امام ذهن مرا اصلاح كرد و ما در بازگشت برای عملیات فتح المبین برنامه ریزی انجام دادیم.

این نویسنده با ذكر خاطره ای دیگر ازسرلشگر جعفری در خصوص تاسیس قرارگاه قدس ادامه داد:

جاذبه های خاطرات آقاعزیز به دلیل گفتن نا گفته های جنگ است ، زمانی كه وارد عملیات می شوند و شگردهای خاصی به كار می برند همگی برای خود من دارای جذابیت است.
بابایی در پایان تاكید كرد: من و آقای بهزاد سعی كردیم هیچ دخل و تصرفی در خاطرات نداشته باشیم  و اگر زیرنویس های كتاب زیاد آمده به این دلیل است. آقاعزیز در بیان خاطراتی كه به آنها شك داشت امتناع می كرد و نمی گفت و اگر هم بیان می كرد تاكید می كرد باید آن مطلب حذف شود و ما هم برای اینكه مطالب گویاتر شود ، جایی را كه احساس كردیم حق مطلب ادا نمی شود با زیر نویس و ضمیمه خواستیم جبران نماییم و اگر می بینید كتاب بیش از حد متعارف دارای ضمیمه است، به این دلیل است.